معرفی کتاب

کتاب سه دیدار

کتاب سه دیدار

حاج آقا روح الله زیر لب گفت:سپید هم رنگ بسیار خوبی است که ماتابه حال گمان می کردیم بی رنگ است.ما باید کوچه مان راهم سپید کنیم ،محله مان راهم ...مملکت به عذاب تسلط اجانب افتاده مان را  هم... خدیجه بانو،آهسته وشیرین گفت:خیلی خرج دارد آقا! -ثروتش را خدا می...

اردوگاه اطفال

اردوگاه اطفال

 (گوشه ای از کتاب اردوگاه اطفال) به دستور حمید عراقی وجاسم راه افتادیم به طرف قاطع سه،سرگرد محمودی با لباس مرتب در حلقه ای از سربازانش میان راه ایستاده بود وعملیات نقل وانتقال را زیر نظر داشت .حمید مستقیمی از فرصت استفاده کرد،نزدیک سرگرد شد وگفت:«سلام سیدی.ببخشید اگه میشه به...

جوانی

جوانی

تابه حال به دنیای جوانی فکر کرده ای ،آیا می دانی چطور باید جوانی کنی یا اینکه چطور این مرحله را بگذرانی 

نامه های یواشکی

نامه های یواشکی

داشتم اولین نامه را برایش می نوشتم ؛می خواستم باهاش ارتباط بهتری برقرار کنم.می خواستم از تجربیات دنیای بیرون برایش بنویسم تا زودتر با اینجا انس بگیرد،تا شاید کمتر گریه کند.کمتر غصه ی آن فضای تاریک وتنگ بیاید سراغش.

خداحافظ سالار

خداحافظ سالار

داشتیم از پله های هواپیما پایین میرفتیم که با دیدن کسی شبیه به حسین از دور،جاخوردم.یک آن تردید کردم که حسین است یانه،اما خودش بود.در این چهار ماه گویی به قاعده چهار سال پیر شده بود.زهرا وسارا هم که مثل من از دیدن پدر در آن هیبت ،جا خورده بودند،انگار...

همافر

همافر

از نیمه اسفند به بعد ،فرودگاه کیش شلوغ ترین ترافیک هوایی را داشت .تعداد هواپیماهای پارک شده در اطراف باند،به ده ها فروند می رسید وغرش هواپیماهایی که در حال نشست وبرخاست بودند نیز قابل شمارش نبود.تعدادی از هواپیماهای «سی-130»در قالب طویله های مدرن ،اسب ها را وارد جزیره کرده...

Page 1 of 5 ۱ ۲ ۵

آخرین مطالب سایت متوسطه دوم

مطالب تصادفی